|
نفسش به تنگ آمده بود از سختی تلاشی که بی وقفه بود زبانش بریده بود از بی شماری نفس هایی که شمرده بود لبانش سائیده بود از فزونی بوسه هایی که بر تاول دستانش زده بود پیکرش زخم خورده بود از شدت ضربه هایی که بر پیکر کوه نواخته بود و غرورش سر به آسمان نهاده بود تیشه ای که همت فرهاد را دیده بود.
نوشته شده توسط مهدی محمدی در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 18:51 | لینک ثابت |
|
![]() من مهدی محمدی دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی هستم. کلیه ی نظرات شخصی است. فهرست اصلی صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ از هر دری سخنی (عكس و جو ك در بي پيك) باليوود من(خليل) بهترين عكس ها و پوسترها تنها من و تو كارت پستال هاي زيبا تنها من و تو بهترین عکس ها و پوستر ها روزای دوستی تقدیم به معشوقه ام معروف ترین خوانندگان جهان قالب وبلاگ بلگفا عكس و جو ك در بي پيك تمام پیوندها طراح قالب ![]() |
|
Copyright (C) 2007,
http://spayam63.blogfa.com. all right reserved. |
|